![]() |
![]() |
|
| من از ايرانى دفاع نمى كنم ! ايران را رعايت مى كنم كه مى شناسم . |
|
از هر لحظهء ميعادمان يك عيد مقدس مى سازيم . در تمام جهان تنهاييم . همچون يك پر ، ولى بى باك تر ، تو از پلكان سرازير مى شدى ، رو به جلو من گيج از ميان ياس ها به سوى قلمروى تو ، از ميان آينه . شب هنگام هديه گرفتم : درهاى محراب باز شد ، و در آن تاريكى،آهسته،سرخ فام ، برهنگى ات به سمت بالا قوس برداشت . و در بيدارى ؟ - متبرك باد – چنين گفتم،بدان كه تبرك من گستاخانه بود . در خواب كه بودى بوتهء ياس از جايگاهش به سويت كش مى آمد با آن دنياى آبى اش تا لمس ات كند؛ و پلكهايت متاثر از اين لمس، آرام شد، و دستت گرم . رودها در شفافيت شان در جنب و جوش بودند. كوه ها هيبت ترسناك داشتند و رودها در خروش بودند . و تو گوى بلورين در دست آرميدى بر سرير شاهى و – خدا شاهد است– مال من بودى! چو بيدار شدى گردش معمول تعابير را بگردانى كلام چنان قدرت سازگارى يافت كه گلوله ها از واژهء (تو ) معناى تازه اى گرفتند: (شاه) . همه چيز در روى زمين رنگ تازه گرفت حتى چيزهاى ساده – جام ها و قدح ها – لايه هايى از آب چون حصارى ميان ما ايستاد . ما را برد، كى مى داند به كجا: شهر هايى ساخته از معجزه ها ذوب مى شدند همچون سراب زير پايمان له مى شد نعنا و پرندگان همراه مان بودند و ماهى جست مى زد در رود آسمان ها مقابل چشمانمان شكاف بر مى داشت ... و تقدير همچون ديوانه اى چاقو به دست در پى مان بود . |
|
+ نوشته شده در
هشتم شهریور 1386ساعت توسط هومن کلانتری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من از باران مى ترسم
تو كه ابرى ترين هستى تو كه ابرى ترين واژه براى اين زمين هستى زمينم خشك و فرسوده كه رگهاى تنم مرده براى خاك بى حرفم هزاران دل ورق خورده بزرگى اتفاقى تو در اين تقدير بى روحم تو دست پاك و آرامى كه خواهى شس دل شورم من از باران مى ترسم تو كه ابرى ترين هستى تو كه ابرى ترين واژه براى اين زمين هستى هميشه آرزويم بود زمينى سبزه رو باشم زمينى با گلاى عشق در اين دنياى دور باشم كه تا خورشيدم ابرى شد گرفتى نبض كورم را تو با آبى ترين واژه نشستى با من تنها من از باران مى ترسم تو كه ابرى ترين هستى تو كه ابرى ترين واژه براى اين زمين هستى اولین هومن _ یا علی ( 09352632425) |
| پیوندهای روزانه |
|
روزنامه ايران حميد رضا عزيزى مهدى موسوى حسين مومنى آرزو اذانگو الناز ابراهيم پور طاها ( پنجره ) مسیح باز مصلوب راحيل حسينى مریم غلامی سميه سقايى احسان مهديان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|