![]() |
![]() |
|
| من از ايرانى دفاع نمى كنم ! ايران را رعايت مى كنم كه مى شناسم . |
( ترانه نوين ) چنانچه همه به مانند هم فكر كنند ،پس يك نفر هست كه اصلا فكر نمى كند . جورج اس.پاتن بيش از چند دهه ( اواسط دهه چهل ) از آغاز ترانه ى نوين در ايران مى گذرد كه هنوز به دليل بى توجهى و نارسايى كار ترانه سرايان ، اين ژانر در ابعاد مختلف توسعه نيافته است و اين در حاليست كه ديگر گونه هاى ترانه در وجه غالب ، نتوانستند در انعكاس واقعيات روز و به تبع در دگرگونى آن مؤثر باشند . ترانه ى نوين ، ترانه ايست با زبان و انديشه ى مدرن كه تحت تاثير جامعه و اتفاقات زمانه ى خود سروده شده كه اثر بعد از گذشت سالها، روابط اجتماعى سياسى و عاشقانه ى آن دوران را به ما نشان مى دهد . آهنگساز ، تنظيم كننده و خواننده نيز در كنار كليپ هاىِ موضوعى در گسترش ترانه ى نوين نقش دارند . البته عده اى از ترانه سرايان با آوردن واژگان روز و بيگانه و گرته بردارى از آهنگ هاى ديجيتالى و غرب گرا گمان مى كنند كه كار نويى انجام مى دهند كه به زعم من از آنجا كه اين نگاه،واقعيتهاى اجتماعى به ويژه عناصر بومى را در نظر نمى گيرد،ايستا بوده و منتج به هيچ فراشدى نخواهد شد . چون مهمترين ركن در ترانه ى نوين ، انديشه ى مدرن ( فرديت در ارتباط با اجتماعيت ) مى باشد . شايد بشود از اين دست ترانه به عنوان آغازگر در چند دهه ى گذشته از آثارى چون : مرا ببوس ، گل سرخ ، مردن شاپرك ها و ... نام برد كه تا امروز به ترانه هاى بغلم كن ، بازيگر ، اگه جاىِ خدا بودم و ... ختم مى شود . ( مرگ آن لاله ى سرخ / كفن خنده به روى لب بود ! گرد آن آينه ها / شبح فاجعه اى در شب بود ! مردن شاپركا ، كشتن قاصدكا / خبر از شومى كارى مى داد ( فريدون فروغى ) اما در ايران پيش از انقلاب به دليل اختلاف شديد طبقاتى ،ممنوعيت انديشه هاى سياسى و سلطه ى فرهنگ رسمى و در ايران بعد از انقلاب ، به علت بافتهاى تثبيت نشده ى ناشى از دوران گذار در سطح كلان ، به اين گونه ى ترانه پرداخته نشده است . متاسفانه نگره هاى مردسالارى در دوره هاى تاريخى سبب شده كه ترانه هاى عاشقانه نيز تك گويانه بوده و حضور ديگرى را كه يكى از مضامين كليدى در نگاه نيما يوشيج بوده ناديده گرفته است . در اين راستا دگرگونى سوبژكتيوهاى جنسى ضرورت اساسى دارد . ( ته ايست گاه / در فرودگاه / در آسانسور / سر چار راه / بغلم كن بغلم كن بهترين جاى جهان / فرصت آغوش تو مثل يك در پشت سر / خوش صداتر بسته شو ) ( شهريار قنبرى ) به زعم من از آنجا كه ترانه در مقابل ديگر گونه هاى ادبى ، بيشتر مورد توجه مخاطب عام قرار دارد ،بدون شك مى تواند با داشتن زبان و ساختارى مدرن، جامعه را به داشتن انديشه و زندگى مدرن با رهيافت هاى بومى يارى كند . هومن كلانترى 18/2/86
ترانه : بوسه ها بوسه اى هيچ نگفت بوسه اى بر لب نشست بوسه اى در جشن تن قد كشيد اما شكست من به اين دست زمين خورده كه بالا مى رود شك دارم من به اين چشمى كه زيبا مى شود شك دارم به حضور پنجره در خواب گل من به اين حسى كه پيدا مى شود شك دارم شايد اين شكها به تو فرصت بده مرد شو برگرد به من سنگى بزن من كه حواى خيالى نيستم مرد شو برگرد يه نيرنگى بزن روى هر سطرى كه بى تو مى روم ردپايى از خودم حس مى كنم من دوباره من شدم مردى بكن تا از اين زن بودن حسرت مى خورم بوسه اى هيچ نگفت بوسه اى بر لب نشست بوسه اى در جشن تن قد كشيد اما شكست ترانه سرا : هومن كلانترى
|
|
+ نوشته شده در
بیستم اردیبهشت 1386ساعت توسط هومن کلانتری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من از باران مى ترسم
تو كه ابرى ترين هستى تو كه ابرى ترين واژه براى اين زمين هستى زمينم خشك و فرسوده كه رگهاى تنم مرده براى خاك بى حرفم هزاران دل ورق خورده بزرگى اتفاقى تو در اين تقدير بى روحم تو دست پاك و آرامى كه خواهى شس دل شورم من از باران مى ترسم تو كه ابرى ترين هستى تو كه ابرى ترين واژه براى اين زمين هستى هميشه آرزويم بود زمينى سبزه رو باشم زمينى با گلاى عشق در اين دنياى دور باشم كه تا خورشيدم ابرى شد گرفتى نبض كورم را تو با آبى ترين واژه نشستى با من تنها من از باران مى ترسم تو كه ابرى ترين هستى تو كه ابرى ترين واژه براى اين زمين هستى اولین هومن _ یا علی ( 09352632425) |
| پیوندهای روزانه |
|
روزنامه ايران حميد رضا عزيزى مهدى موسوى حسين مومنى آرزو اذانگو الناز ابراهيم پور طاها ( پنجره ) مسیح باز مصلوب راحيل حسينى مریم غلامی سميه سقايى احسان مهديان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|