تبليغاتX
( قد بکش منتظرم )
من از ايرانى دفاع نمى كنم ! ايران را رعايت مى كنم كه مى شناسم .
 

دلم نمى خواست برگردم ، ولى برگشم ، سلام .

 

 

صدام کن ای عزیز دل غزل جون

که می شکونه صدات یخ بستگی مو

بیا خوابم بکن مغلوب من شو

بذار حاشا کنم دل خستگی مو

 

 

اميدوارم هر جا هستيد ، مثل من افسرده و غمگين نباشيد .

 

 

من ، پرى كوچك غمگينی را می شناسم 
كه در اقيانوسی
مسكن دارد
و دلش را در يك نی
لبك چوبين
می نوازد آرام ، آرام
.
پر
ى كوچك غمگينی ،
كه شب از يك بوسه می
ميرد
و سحرگاه از يك بوسه به دنيا خواهد آمد
.

 

 متاسفانه به علت مشغله كارى نتونستم از ترانه مطلبى بنويسم ،

ولى قول ميدم در تعطيلات نوروز با دستى پر ، شما رو صدا كنم .

 

 

تازه فهميدم !
 معرفت جا
يى براى خنده نيست .
چشمانت ذق ذق می
كند
در دريا
يى كه
ماهی
دستانم را نمك می زند
و
گوش ماهی در گوشم
قصه سايه ا
ى در شب را
زمزمه می
كند .
صبر نكن
!
كمی
عقب تر بايست
تا صدا
ى شكستن دست هايم را
ا
ز زير آب بشنوى .

 

 

منتظر باشيد . اولين هومن . يا على .

 

 

ترانه : سقوطِ بوسه             تقديم به پسر هاىِ بى معرفت

 

 

دوباره قصه اى آغاز ميشه

دوباره چشم تو بيدار ميشه

دوباره يك غزل از دس ميره

و سهم جمعه باز ديوار ميشه

 

نتونستم فقط يك مرد باشم     مهم نيس ؟

براىِ سيبِ تو يك رنگ باشم    مهم نيس ؟

نتونستم تو فتح پنجره ها

براىِ دس تو يك سنگ باشم    مهم نيس ؟

 

مگه سالى كه با هم مى گذشتيم   نگو نه ؟

سكوت خنده هايت كار من بود ؟      نگو نه ؟

مگه در جنگ تن سوز نفس ها

سقوطِ بوسه هايت كار من بود ؟      نگو نه ؟

 

چرا اشك تو رو باور نكردم ؟

چرا با آينه خلوت نكردم ؟

چرا در تنگى چشم زمونه 

پريدن با تو رو عادت نكردم ؟

 

هنوزم قصمون دس كلاغه      شنيدى ؟

هواىِ جمعه ها بوىِ تو داره    شنيدى ؟

هنوزم با گذشتِ اين خيابون

چراغ با من سر سازش نداره   شنيدى ؟

 

دوباره قصه اى آغاز ميشه

دوباره چشم تو بيدار ميشه

دوباره يك غزل از دس ميره

و سهم جمعه باز ديوار ميشه

 

 

ترانه سرا : هومن كلانترى

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پانزدهم اسفند 1385ساعت   توسط هومن کلانتری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من از باران مى ترسم
تو كه ابرى ترين هستى
تو كه ابرى ترين واژه
براى اين زمين هستى

زمينم خشك و فرسوده
كه رگهاى تنم مرده
براى خاك بى حرفم
هزاران دل ورق خورده

بزرگى اتفاقى تو
در اين تقدير بى روحم
تو دست پاك و آرامى
كه خواهى شس دل شورم

من از باران مى ترسم
تو كه ابرى ترين هستى
تو كه ابرى ترين واژه
براى اين زمين هستى

هميشه آرزويم بود
زمينى سبزه رو باشم
زمينى با گلاى عشق
در اين دنياى دور باشم

كه تا خورشيدم ابرى شد
گرفتى نبض كورم را
تو با آبى ترين واژه
نشستى با من تنها

من از باران مى ترسم
تو كه ابرى ترين هستى
تو كه ابرى ترين واژه
براى اين زمين هستى


اولین هومن _ یا علی

( 09352632425)

پیوندهای روزانه
روزنامه ايران
حميد رضا عزيزى
مهدى موسوى
حسين مومنى
آرزو اذانگو
الناز ابراهيم پور
طاها ( پنجره )
مسیح باز مصلوب
راحيل حسينى
مریم غلامی
سميه سقايى
احسان مهديان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1387
آبان 1387
مرداد 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
پیوندها
قد بكش ، منتظرم
تازه های ادبی
انجمن شاعران ايران
انجمن ترانه ايران
پيله هاى شيشه اى
راديو زمانه
روزنامه جوان
سيامك بهرام پرور
يدالله رويايى
يغما گلرويى
شهريار قنبرى
ترانه هاى پاپتى
ترانه شرقى
سايت سارا شعر
بانك مقالات ادبى
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM